en_US
en
on
mobile View
Desktop View

Aryanainfo

 

عکس بازیگران


 

گوناگون​

 

ویا ویب

 
 

انواع فال گوناگون


اس ام اس عاشقانه


مصاحبه و گفتگو


خواص خوراکی ها


آموزش و ترفند کامپیوتر


PreviousNext

Sample Picture 2

Lorem Ipsum is simply dummy text of the printing and typesetting industry. Lorem Ipsum is simply dummy text of the printing and typesetting industry. Lorem Ipsum is simply dummy text of the printing and typesetting industry.

ویا شاپ

 

عکس های دیدنی

عکس های عاشقانه

نقاشی و کاریکاتور

ادبیات ، داستان و شعر

مطالب خنده دار و طنز

مطالب عاشقانه

انواع طالع بینی

فال روز

اس ام اس تبریک

اس ام اس خنده دار

اس ام اس سرکاری

اخبار سینما و هنری

بیوگرافی بازیگران خارجی

روانشناسی و خانواده

سبک زندگی

دانش و فناوری روز

آموزش و ترفند موبایل

آموزش آشپزی

تاریخ و آثار باستانی

اعتیاد و مواد مخدر

مجله خبری روز

دینی و مذهبی

دنیای موتر

 جهانگردی

دانستنی ها

رژیم غذایی و لاغری

بهداشت ، زیبایی و فشن

مدل لباس و مانتو جدید

پزشکی و سلامتی

 
هزاره2
2331

.محمدی شاری: برخی هزاره‌ها را در مذهب تشیع جعفری منحصر می‌کنند و مذهب تشیع را برگرفته از ایران کنونی می‌دانند

  :واقعیت تاریخی خلاف چنین پندار ریشه براندازانه است 

  یک: هزاره‌ها دارای سه مذهب شیعه جعفری (اثنی‌عشری)، شیعه اسماعیلی و سنی حنفــی هستــند. جمعـیت قابل  توجهی  نیز  اسماعیلی‌ اند. اسماعیلیان پیشینهٔ شکوهمند علمی و تاریخی دارند و شخصیت‌های علمی، سیاسی و مذهبی مؤثری مانند بوعلی سینا، حسنک وزیر، ناصر خسرو... داشته‌ اند

دو :هزاره‌ها، در نیمهٔ نخست سدهٔ یکم هجری (سال ۳۶ هجری) دو هیئت بلندپایهٔ سیاسی به کوفه، مرکـــز حکـــــومت علــی بن ابی طالب فرستادند

الف. یکی به سرپرستی شنسب پسر خورنگ غوری حاکم خراسان

ب. دیگری به سرپرستی ماهویه‌ براز غوری والی مرو

هیئت شنسب پسر خورنگ غوری، همراه با سران طوایف و بزرگــان کــشوری یک ماه مهـمان علــی بن ابی‌ طالب بـــودند و با گفتگوهای سیاسی، بحث‌های علمی و تحقیقات دو طرفه به توافق رسیدند و شنسب و هیئت همـــراه اســلام را پـذیرفتند و علی بن ابیطالب با مشاهدهٔ فرزانگی و درایت شنسب، حاکمیت خراسان را به ایشان واگذار کرد و پرچمی که پیامـبر گـــرامی اســلام در روز فتح مکه به علی بن ابی‌طالب داده بودند را به شنسب اهدا کرد. برای تفصیل به کتاب‌های تاریخــی ماننــد تاریـــخ طـــبری، طبقات ناصری و… باید مراجعه کرد

تاریخ تشیع در خراسان کهن (افغانستان امروز) درخشان‌تر از آن است مکتوم بماند و قوی‌ترین مرکـــز سیاسی، علمی، اجتماعی و نظامی تشیع بوده‌است. در دوران بنی امیه هزاره‌ها تن به لعن گفتن به مولا علی ندادند. جریمه‌های سنگینــی مانند پرداخت هر نفر ده مثقال طلا، تراشیدن سر زنان رهبران در بازار و… را تحمل کردند اما ننگین نفرین گفتن به علـــی را نپذیرفــتند. قیــــام سیاه‌جامگان خراسانی به رهبری غوریان (امیر پولاد غوری)، نوبختیان، برمکیان و… ماهیت شیعی و هزارگی دارد


سوم: تشیع در ایران کنونی، به گونهٔ گسترده به دورهٔ صفویه یعنی حدود پنج قرن می‌رسد (به جز شماری در برخی شهرها و دورهٔ آل بویه) در صورتی که پیشینهٔ تشیع در کشور ما به چهارده قرن پیش برمی‌گردد. عده‌ای ناآگاه از واقعیت‌های تاریخــی تمام داروندار زبانی، فرهنگی، تمدنی و مذهبی هزاره‌ها را دودستی به دیگران می‌بخشند»

نژاد

هزاره‌جات در دوره دوم عمر زمین همه زیر آب بوده و با عروج کوه‌های هندو کش و بابا از آب – در عصر سوم - دیوارهای بزرگ طبیعی با صفحا ت بلند افقی و عمود ی تشکیل گردیده‌است. هزاره‌جات تقریباً ۳۰٪ خاک افغانستــان را احتـــوا می‌کـــند، سرزمینی درقلب افغانستان؛ آبادی‌ها و شهرهایی در دامنه یا بر فراز کوه‌های هندوکش، از جنوب افغانستان تا مرزهــای هـــرات در غرب و از بلخ تا مرزهای شمالی قندهار موقعیت دارد. بنابر گفته مورخین داخلی و خارجی پیش از دوره کوشانی‌هـــا تا بعد از دوره غزنویان و غوریان و حتی تیموریان در قسمت موجودیت دو کشور به معنـــی تقسیـــمات بین دو مملکــت افغانستـــان و هزاره‌جات دیروزی وجود دارد؛ که مردم آن یک زمانی همه به یک سرزمین واحد حیــات بســر می‌ بــردند. مورخیـــن عرب و خراسان هزاره جات را بنام‌های غرجستان یا غرج الشار یاد کرده‌اند به قول ابن الحقول تاریـخ‌دان عـــرب غرجــستان کـــشوری بزرگی بوده که موسوم به مملکت غرجه است. در اغلب کتب تاریخ عرب و خراسان هزاره‌جات بنام غرجستان و هزارستان یاد شده که وسعت آن خیلی از وسعت کنونی آن فراتر بود ولایات فعلی غور، بامیان، دایکندی، سرپل، غــزنـــی، پــــروان، وردک، ارزگان و زابل و بخشی از بغلان و سمنگان الی تخار را شامل می‌شدند. دربارهٔ هویت تاریخی و اتنیـــکی مـــردم هزاره‌ جـــات کتاب‌های تاریخی جداگانه یا در بخشی از کتاب‌های تاریخ عمومی افغانستان در مجلات روزنامه‌ها و همچنان در یک‌ ونیـــم دهه اخیر در رسان‌های اینترنتی داخلی و بیرون مرزی کشور نوشته‌ها و نظریات مورخان و نویسندگان مشــهور داخلــی و خارجــی چاپ و نشر و دربارهٔ قدامت تاریخی سرزمین هزاره‌جات و هویت اتنیکی و منشأ نـــژادی جامعه هزاره نظـــریه‌هـــای تحقیـــقی سودمندی برای تثبیت هویت ایشان ارائه گردیده‌است؛ که درین مقاله برخی از نظریه‌های تحقیقی مورخان و نویسندگان برجسته داخلی و خارجی همراه با نتیجه‌گیری بطور فشرده خدمت خوانندگان تقدیم می‌شود. به قول میرغلام‌محمد غبـــار نویســـنده اهـــل افغانستان در مسیر تاریخ: تقریباً پنج‌هزار سال پیش از هزاره‌جات بنام (ستاگیدیا) نام برده شده‌است شاهان هزاره‌ جــات قبـــل از اسلام بنام‌های کوشانی‌ها و یفتلی‌ها و شیران بامیان که از اولاده آنان بودند و بعداً شاهان مذکور بنام‌های هزار بنده، شار و ریـــو شاران یاد می‌شدند که عمدتاً در دو نقطه تاریخی این سرزمین بنام‌های (پشین) یا افشین یکاولنگ کنونی و (سورمین) سرپل فعلی که پایتخت تابستانی و زمستانی ایشان بودند حکومت می‌راندند. استاد جاوید می‌گوید: مردم هزاره را از اقوام اصیل و بومی این سرزمین می‌داند که قبل از (چنگیزخان) بنام غوزه یعنی غرجستانی معروف بوده‌اند و سلسله شاهان غور و شارهای بامیـــان از میان همین اقوام بوده‌اند. نژاد هزاره ممکن است اختلاطی از اقوام اورال آلتائی «اله تائی “ باشد» عبدالحــی حبیبــــی که مـــردم هزاره را هزاله یا هساله می‌گوید. دکتر عنایت الله شهرانی می‌نویسد که پیش از میلاد مسیح فرزندان یکی از خوانیـــن و رئیـــس قبیله ترک‌های توکیو در کاشغرستان و ساحه ختن و یارکند “یارکنت “ و اورومچی بنام آچیل خان بعد از شکست در مقـابل ژوان یا ژوان‌ها جانب تخارستان می‌آید؛ ولی ناگهان در راه فوت می‌شود و دو پسر و یک دختر او بنام‌های قابول خان، جـابول خان و غزنه جان (دخترش) در سرزمین‌های کابل و زابل و غزنی آمده صاحبان آن ولایت‌ها می‌گردند و از آنست که کابـــل و زابــل و غزنی بنام‌هایشان نامگذاری شده‌است درحالیکه غزنی از کلمه «غــز» گـــرفته‌ شده و کلـــمه ایســت که به لفظ ترکـی نسبت داده می‌شود، و غزنه دختر آچیل خان افسانه‌ای است که یگانه دو ولایتی که به پسوند نسبتی «چی» استعمال می‌گـردد هــمانــا ولایت غزنی و بامیان است که باشندگان آن را بنام غزنیچی و بامیانچی می‌گویند. نسبت دادن مردمان هزاره به ترکی بودن شان صدها دلیل موجود است که ترک بودن آن‌ها را روشن می‌سازد. مثلاً در خصوص قبایل و فرقه هزاره‌ها ایـــن نام‌ها را داریـــــم: تاتار، خلج، خلخ، قرلوق یا خلخ، تورکمن، چوگل «چگل»، نایمان وغیره که همه را در میان اقوام هزاره می‌ تــوان یافت. بـــــی تردید می‌توان گفت که مردم هزاره بیش از هزار سال قبل از میلاد در افغانستان زیست داشتند و ساده‌ترین دلیل حکومت‌داری نــــیاکان شان کوشانی‌ها در افغانستان می‌باشد که در قبل از میلاد آن‌ها در کابلستان و زابلستان و مرکز غزنی و بعدها تا مناطق نیــم قاره هند حکومت داشتن

اکثر مردم هزاره آمیخته‌ای از نژاد شرقی و نژاد غربی هستند.هزاره‌ها از نظر کروموزوم ایگرگ  یا مـارکر پــــدری دارای دو هاپلو گروپ (غربی-میان دو رودی) ۲۶٪ و  (شرقی - ترکی) ۳۳٪ هستند، همچنین ۱۰٪درصد از هاپلوگروپ‌ هـای هـــزاره‌ها نیز به (اکثراً آریایی‌ها) تعلق دارد و نیز مقدار ۳℅ نیز از مارکر  نیز بهره‌مند هستند. لازم است ذکر شود که از نظر هاپلـــــــو گروپ نوع  هزاره‌ها با اقوام و افشار و از سوی مارکر پدری با اعراب بین‌النهرین رابطه دارند.تبار هزاره‌ها شامل تــــرک‌های مرکزی افغانستان است که قبل از حملهٔ مغولان در آنجا سکونت داشتند. همچنین بازماندگان خانات ترکــی مغولـــی جغـــتای نیز امروزه جزئی از مردم هزاره شمرده می‌شوند و به زبان پارسی سخن می‌گویند


ادامه مطب